۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه

نامه پان ایرانیسم شماره ۴۱ – در انتخابات فرمایشی شرکت نخواهیم کرد


نامه پان ایرانیسم شماره ۴۱ – در انتخابات فرمایشی شرکت نخواهیم کرد

نامه پان ایرانیسم
هواداران پان ایرانیسم در برون مرز
دوره دو، شماره ۴۱ – چهار شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۰ – ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲

درود بر هم میهنان گرامی‌:
مطالب زیر تقدیم میشوند:
  • در انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی شرکت نخواهیم کرد
  • انتقال شاهین زینعلی و ابوالفضل عابدینی از بند ۳۵۰ به بند ۲۰۹ زندان اوین
  • تفهیم اتهام فعالان پان ایرانیست در شاهین شهر
  • هرانا؛ سامان آریامن از زندان کارون آزاد شد
  • یکسال از درگذشت پندار ایران گذشت
  •  بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون حمله ترکیه به کردها
  •  بانگ بلند سیمین بهبهانی علیه جنگ و ویرانی در ایران
  • پان‌عربیسم چیست؟ ریشه‌ها و آموزه‌ها
پاینده ایران
هواداران پان ایرانیسم در برون مرز

پاینده ایران
نوزدهم دیماه ۱۳۹۰

در انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی شرکت نخواهیم کرد

هم‌میهنان گرامی
سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست انتخابات پیش روی جمهوری اسلامی را، همانند دیگر انتخابات این رژیم در سه دهه گذشته، فرمایشی و نمایشی میدانند و در آن شرکت نخواهند کرد. ما بر این باوریم که شرکت در این انتخابات تنها بهانه‌ای برای سواستفاده تبلیغاتی رژیم فراهم خواهد کرد.
بدنبال سرکوب ددمنشانـۀ تظاهرات آزادیخواهانه مردم توسط مزدوران رژیم پس از انتخابات سال ۸۸، هرگونه شبهه ای دربارۀ فاقد مشروعیت بودن این نظام در برگزاری انتخابات آزاد از میان رفت. تحریم انتخابات رژیم استبداد سیاه بر هر ایرانی آزادیخواه بایسته است.
انتخابات آزاد و راستین همانا برگزاری یک همه پرسی، آن هم با نظارت بین‌المللی، برای تعیین نظام آینده ایران خواهد بود.
سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست
***

 انتقال شاهین زینعلی و ابوالفضل عابدینی از بند ۳۵۰ به بند ۲۰۹ زندان اوین

شاهین زینعلی و ابوالفضل عابدینی دو عضو حزب پان ایرانیست که مدتی است در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خویش هستند روز شنبه بصورت کاملا اتفاقی و بدون اطلاع به بند ۲۰۹ اوین منتقل شدند.
به گزارش منابع حقوق بشری، دو زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین از بند مذکور خارج و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، شاهین زینعلی و ابوالفضل عابدینی دو زندان محبوس در بند ۳۵۰ روز گذشته از بند خارج و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
علت انتقال این دو زندانی به بند ۲۰۹ از سوی ماموران وزارت اطلاعات اعلام نشده است.
ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و فعال حقوق بشری که به اتهام عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و حزب پان ایرانیست و ارتباط با دول متخاصم به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
شاهین زینعلی نیز از اعضای حزب پان ایرانیست و دانشجوی محروم از تحصیل، از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات است که در پی محکومیت ۲ سال و ۹۱ روزه خود به اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام از طریق عضویت در حزب پان ایرانیست از دی ماه سال گذشته تا کنون در زندان اوین به سر می برد.
لازم به ذکر است که این دو فعال سیاسی از زمان بازداشت خود تا کنون از حق مرخصی محروم بوده اند و به تازگی نیز ملاقاتهای حضوری شان لغو گشته است.
***

 تفهیم اتهام فعالان پان ایرانیست در شاهین شهر

روز پنج شنبه هشتم دی ماه سال جاری، پنج تن از فعالین سیاسی پان ایرانیست به دادگاه انقلاب شاهین شهر استان اصفهان احضار شده و در پی این احضار اتهام «تبلیغ علیه نظام» به آنان تفهیم شد.
آقایان رضا کرمانی، حسین شهریاری، حجت کلاشی و دو تن دیگر روز پنج شنبه در دادگاه انقلاب شاهین شهر حضور یافتند و دفاعیات خود را در خصوص اتهامات وارده به بازپرسی این دادگاه اعلام نمودند.
این سه تن سال گذشته در ۳۰ کیلومتری اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند الف ط زندان اصفهان منتقل و پس از مدتی به قید وثیقه از زندان آزاد شدند.
***

هرانا؛ سامان آریامن از زندان کارون آزاد شد

خبرگزاری هرانا – سامان آریامن، فعال سیاسی پس از دوماه بازداشت روز یکشنبه هجدهم دیماه با قرار وثیقه موقتا آزاد شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، سامان آریامن دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اهواز ۱۷ دیماه سال جاری توسط مامورین امنیتی خوزستان در منزل خود در اهواز بازداشت شد و یکماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز زیر بازجویی شدید قرار داشت. سپس به زندان کارون اهواز منتقل شد و پس از گذراندن یکماه در بند سیاسی این زندان، با تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد گردید.
اتهامات سامان آریامن عضویت در حزب پان ایرانیست، توهین به بنیانگذار انقلاب، توهین به مقدسات، تشکیل گروه غیرقانونی (انجمن مهر) و هواداری از نظام شاهنشاهی عنوان شده است.
بازپرسی وی در شعبه دو دادگاه انقلاب اهواز در جریان است.

***

 یکسال از درگذشت پندار ایران گذشت

از ۱۶ دیماه ۱۳۸۹ روزی که پندار ایران نگاه ژرفش را به میهن فرو بست یکسال میگذرد. یاد و خاطره محسن پزشکپور مردی که برای ایران زیست و لحظه لحظه زندگیش را صرف پیشرفت و عظمت میهن کرد را گرامی میداریم. یاد و خاطرش گرامی باد و راهش که همانا عظمت ایران است پر رهرو.

***

 بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون حمله ترکیه به کردها

به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
در نخستین ساعات بامداد هشتم دی ماه ، جنگنده های نیروی هوایی ترکیه در حمله به نوار مرزی این کشور با عراق، دهها تن از هم تباران کرد آن سوی مرز را به خاک و خون کشیدند.
جامعه جهانی امیدوار بود تا با تحولات ایجاد شده در ساختار سیاسی ترکیه و تبلیغات ورود این کشور به جرگه کشورهای دموکراتیک، رویه ی سابق در قتل عام و نفی موجودیت کردها و میراث شوم و ناپسند خلافت عثمانی در نفی هویت و ظلم و ستم بر میلیون ها تن از مردم ارمنی آن سرزمین و نژاد کشی به کنار گذاشته شود; اما تضییع گسترده حقوق انسانی، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی میلیون ها کرد و در مورد اخیر کشتار دهها تن از غیر نظامیان و روستاییان، به بهانه مبارزه با تروریسم، این نگاه جامعه جهانی را با تردید جدی مواجه می سازد.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست امیدوار است دولت همسایه ترکیه، با کنار گذاشتن روشهای خشن و مردود گذشته و با درک مقتضیات دنیای مدرن، در مورد حقوق ومطالبات به حق کردها و دیگر اقوام ساکن در این کشور، راه حلی منطقی و مدرن ایجاد نماید.
ما معتقدیم تحولات آتی جهانی و منطقه ای در مسیر بیداری و هماهنگی اقوام جامعه بزرگ ایرانی خواهد بود.در این شرایط حساس، سکون و بی تحرکی دستگاه دیپلماسی نسبت به سرنوشت ایرانی تباران منطقه، منطبق بامنافع ملی نخواهد بود.در این راستا سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از مسولان و اولیای امور در داخل کشور هم می خواهد که حساسیت بیشتری نسبت به وضعیت هم تباران کرد در آن سوی مرزها داشته باشند.
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
یازدهم دی ماه ۱۳۹۰ خورشیدی
***

بانگ بلند سیمین بهبهانی علیه جنگ و ویرانی در ایران

خِرَد کجاست که من این چنین ازو دورم؟!
چه شد مرا که ز تدبیر و رای مهجورم؟!
نشسته بر سِرجا میهماِن منزلِ من:
چو گرگ هار بر او، بی بهانه می شورم
که گفت بشکنمش سر به سنگ کینه و قهر؟
سپس به پاش درافتم که: آی معذورم!
چه لازم است “دگرکیش” را شوم دشمن
به ادعا که به امر خدای مامورم
چرا همیشه جهان را به جنگ می خوانم
مگر ندیده ی این نکبتم، مگر کورم؟!
هنوز گور شهیدان تَر است از اشکم
ز جنگ گویم اگر، مست ِ آب ِ انگورم
گرو گرفتن ِ انسان چه ارمغان آورد
به جز بلا که بدان شیوه باز مغرورم؟!
چو کودکی که ندارد نهفته ریگ به مشت
نمی گشایم و بازیگرانه مسرورم
سزد به صدق و صفا مشت بسته باز کنم
که بیش ازین نَبُوَد قهر و کینه مقدورم.
۱۰ آذر ماه ۱۳۹۰
سیمین بهبهانی
***

بیستم دیماه سالروز شهادت امیر کبیر سردار ترقی ایرانزمین

در اینجا بجاست که در چند بیت کوتاه سخنی با حاجب الدوله بگویم. همو که کردارش نامی ننگ از او در تاریخ به یادگار گذاشت.

ای حاجب الدوله
آن لحظه که تیغ بر کشیدی
آن لحظه که تیغ بر نهادی
آن لحظه که خون ز رگ برون زد
آن لحظه که شیر در فکندی
حاجب تو بگو تو ای جلاد
در چشم امیر ما چه دیدی؟
اما تو نگو ،نگو تو حاجب
تا گویمت آن لحظه چه دیدم
دیدم در آن دو چشم رخشان
آینه ای از ملت ایران
دیدم که دوای درد ملت
پر پر شده در همین جنایت
آهی ز ته دلش برآمد
افسوس بر این همه حماقت
سروده : مهدی ملکی
یادش گرامی و راهش ادامه دار باد
***

پان‌عربیسم چیست؟ ریشه ها و آموزه ها

کورش محسنی
پان‌عربیسم اندیشه ای است که همچون جریان پان ترکسیم میکوشد تا گونه ای ملی گرایی عربی راه انداخته و سرانجام جُداسَری جهان عرب و یکپارچگی همگی بخشهای آن در یک کشور را دنبال میکند. درباره سرآغاز این اندیشه, دیدگاه های گوناگونی وجود دارد و شماری از نویسندگان عرب ریشه آن را در دوران جاهلیت پیش از اسلام و یا عصر نهضت شعوبیه میدانند. ولی پس از اسلام با به وجود آمدن شمار زیادی از عرب زبانان(در مصر و میان رودان و غیره) که تباری جز عرب داشتند, این احساس خویشاوندی و هم تباری از میان رفت.
اگرچه این اندیشه پیشینه ای بیشتر دارد ولی تا پیش از سده ۲۰ هیچ جنبش سیاسی برجسته ای برپایه پان‌عربیسم انجام نشد. در هر روی این جنبش در آغاز برای مبارزه با ترکان و عثمانیها آغاز شد و این ماجرا را نویسنده ای سوری به نام «عبدالرحمان کواکبی» در “طبایع الاستبداد”(۱۸۹۸) در مصر منتشر کرد. او بر این باور بود که خلافت باید به جایگاه راستین خود که از دیدگاه او میان اعراب بود بازگردد. در سال ۱۹۰۷ عثمانیها کشتار ارمنیها را همچون زمان «عبدالحمید» دوم دنبال کردند و انجمنهای عرب و دیگر اقوام غیرترک را بستند و کار تحمیل فرهنگ ترکی بر دیگر اقوام به ویژه اعراب را آغاز کردند و اینچنین بود که نخستین بذر جنبش جدایی‌خواهی اعراب در خاک عثمانی جوانه زد.
گونه‌ی سیاسی آن در ۱۹۳۰ به دست «میشل عفلق» در سوریه بنیان گذاشته شد. او بنیان‌گذارحزب بعث بود. از خواست‌های این اندیشه‌ی نژادپرستانه این است که ملت های پیرامون چون ایرانی‌ها(مرزهای درونی ایران و کردهای جدا افتاده از کشور ایران) و ترک‌ها تضعیف شوند. خواست بعدی یکپارچگی و ایجاد یک کشور, از گردآمدن کشورهای گوناگون عربی بود که سوریه و مصردر این راه در میان سال‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۶۱ به آن دست زدند. «جمال عبدالناطر» رئیس جمهور مصر در ۱۹۶۰ پرچم‌دار پان‌عربیسم بود ولی شکست سخت اعراب در جنگهای شش روزه باعث شد تا این جنبش خودبه خود تضعیف گردد.
امروزه جنبش‌های وابسته به دستگاه‌های امنیتی برون‌مرزی در بخش‌هایی از کشور ایران چون خوزستان که دارای جمعیتی نزدیک به ۱٫۵ میلیون عرب‌زبان است کار گسترش اندیشه‌ی پان‌عربیسم را آغاز کرده‌اند. در این راه بی‌گمان افزون بر کمک‌های مالی سازمان‌های سیاسی بیرون از ایران, کشورهای عربی حاشیهی خلیج فارس نیز تقویت هر چه بیشتر این گروهک‌های جدایی‌خواه را دنبال می‌کنند. گواه این مدعا همکاری و همیاری شبکه‌های عربزبانی چون الجزیره با گروهک‌های جدایی‌خواه پان‌عرب در رویدادهای سال ۱۳۸۴ و … است.
در این رویدادها شماری از جوانان عرب زبان ایرانی که شوربختانه در پی تبلیغات و دروغ‌پردازی‌های گروه‌های پان‌عرب هویت و پیوند نزدیک خود را با دیگر اقوام ایرانی و در کل ملت بزرگ ایران فراموش کرده بودند دست به ناآرام ساختن شهر اهواز زدند و شعارهای جدایی‌خواهانه و نژادپرستانه‌ای چون «اینجا عربستان است, اینجا زمین عرب است!» را مطرح ساختند. این در حالی است که بر همگان آشکار است برای نمونه ترکیب جمعیتی شهر اهواز در این واپسن سال‌ها برهم خورده و در پی مهاجرت‌های فراوان شمار عرب‌زبانان این شهر افزایش چشم‌گیری داشته و به نزدیک نیمی از جمعیت اصلی مرکز استان خوزستان رسیده. در آینده آشکار شد اینگونه ماجراها به دست گروهکی به نام «جبهه ی آزادی خلق عرب» مستقر در انگلستان رقم خورده است.
تغییر نام «اهواز» به «الاحواز» یا «آبادان» به «عبادان» و «خلیج فارس» به «خلیج عربی» و از این دست تحریف‌های تاریخی از دیگر فعالیت‌های گروه جدایی‌خواه پان‌عربیسم در خوزستان است. از اهمیت و جایگاه خوزستان در زمان هخامنشیان و ساسانیان که بگذریم با بررسی منابع معتبر اسلامی در میابیم که این بخش همواره خوزستان نامیده شده و هیچ گاه نام‌های دروغینی چون عربستان را برخود نداشته است!
در کهن‌ترین کتاب جغرافیایی به زبان فارسی(۳۷۲ه.ق) که “حدودالعالم من المشرق‌الی‌المغرب” نام دارد, حدود خوزستان چنین آمده است: «ناحیتی است که مشرق وی پارس است و حدود سپاهان, و جنوب وی دریاست و بعضی از حد عراق, و مغرب وی بعضی از حدود عراق است و سواد بغداد و واسط, و شمال وی شهرها ناحیت جبال است…»
همین نویسنده شهرهای مهم خوزستان را «اهواز, اسک, رامهرمز, رام اورمزد, شوش, وندوشاور(آرامگاه یعقوب لیث)» یاد کرده است. این نام‌ها آشکارا ریشه‌ای ایرانی دارند.
«مقدسی» (۳۷۵ ه.ق) در “احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم”, در زیر نویس عنوان «خوزستان», اهواز را مرکز آن و شهرهایش را شوش, جندیشاپور, شوشتر, عسکر, دورق, رامهرمز یاد کرده است و خوزستان را سرزمینی عجمی{ایرانی و غیرعرب} نامیده است. و پیرامون زبان مردم خوزستان می‌گوید: «در سرزمینهای عجم, فصیحتر از زبان خوزستان نباشد. ایشان فارسی خود را با تازی بسیار می‌آمیزند…»
«بستانی»(۱۸۸۳ م.) از اهالی لبنان نیز در “دائره المعارف بستانی” درباره‌ی خوزستان در زمان ناصرالدین شاه قاجار چنین می گوید: «آن جا یکی از ولایات ایران است که نام باستانی آن شوشنه بوده و از شمال به لرستان و از جنوب شرقی به فارس و از جنوب به خلیج فارس و از مغرب به ولایت بغداد محدود است».
نام‌گذاری دروغین «عربستان» به جای خوزستان در دهه‌ی نخست سده‌ی ۲۰ میلادی در پی دخالت دولت انگلیس و نیز به انگیزه‌ی سستی دولت قاجاری آغاز شد. انگلیس و روسیه تزاری در سال ۱۹۰۷ ایران را به دو بخش تقسیم کرده بودند. دولت انگلیس در نزدیک سال ۱۹۰۹ شیخ خزعل را به عنوان فرمانروای بخش نفت خیز خوزستان به رسمیت شناخت و پشتیبانی از او و جداسری وی را تضمین نمود و اینچنین به مرزهای درونی ایران دست اندازی کرد. بایسته است اشاره شود که انگلیسی‌ها به شیخ خزعل سالیانه ۶۵۰ لیره در ۱۰سال نخست و ۱۵۰۰ لیره پس از آن, اجاره بهای پالایشگاه خود را که در خوزستان بود پرداخت می‌کردند.
سرانجام رضاشاه در نزدیک سال ۱۳۰۳ با همه‌ی کارشکنیهایی که بر سر راهش بود توانست به ۱۵ سال تاراج منابع نفتی ایران و اشغال خوزستان به دست شیخ محمره با پشتیبانی انگلیس, پایان دهد.
سال‌ها پس از آن در پی اختلاف شاه ایران با «جمال عبدالناصر» رئیس جمهوری مصر که به قطع روابط در سال ۱۹۶۰ انجامید, رئیس جمهور مصر از اتحادیه‌ی عرب خواست که استان خوزستان را عربستان بنامند و در پی آن خلیج فارس نیز خلیج عربی خوانده شود. کشور عراق نیز پس از جداسری در سال ۱۹۲۰ با ایران بر سر اروندرود درگیر بود و آن را به پشتیبانی انگلیس حق خود می‌دانست و رودخانه‌ی مرزی نمی‌شناخت. تا آنکه در ۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۸ نخستین کشتی ایرانی با پشتیبانی ناوچه‌های جنگی ایران از این روخانه گذر کردند و کشور عراق نتوانست واکنشی نشان دهد. اینگونه بود که دولت عراق هماهنگ با مصر و اتحادیه‌ی عرب خوزستان را عربستان خوانده و ادعا کرد که بخشی از کشور عراق بوده و ایران آن را اشغال نموده است. این دولت ایستگاه های رادیویی راه اندازی کرد و آن را در اختیار جدایی خواهان قرار داد.
پس از قرارداد الجزیره در سال ۱۹۷۵ این ماجرا به بوته‌ی فراموشی سپرده شد تا اینکه پس از انقلاب اسلامی دولت عراق با تجاوز نظامی به ایران این قرارداد را لغو کرد. صدام در این سال‌های واپسین پرچم‌دار اصلی جریان پانعربیسم بود و پس از پایان کار او نیز ضربه‌ی سختی به جدایی خواهان اندک شمار در خوزستان وارد آمد.
کشور امارات نیز از دیگر کشورهایی است که به این اندیشه‌ی نژادپرستانه دامن میزند. پس از بازپسگیری سه جزیره ی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی که در زمان چیرگی انگلیس‌ها به چند شیخ واگذار شده بود این کشور که برپایه‌ی آمارهای تایید نشده, بیشتر جمعیت آن را غیرعرب‌تباران تشکیل می‌دهند, نه تنها ادعای مالکیت این سه جزیره‌ی استراتژیک را دارد, بل‌که در کتاب‌های درسی خود استان‌های خوزستان, هرمزگان, بوشهر و حتی بخش‌هایی از استان سیستان و بلوچستان را عربستان خوانده و اینچنین به مرزهای ایران دست اندازی می‌کند.
—————————-
۱- آسایش طلب, محمدکاظم: “پان عربیسم”, دانشنامه ی جهان اسلام
۲- متینی, جلال ۱۳۸۴: “خوزستان و تمامیت ارضی ایران”, مجله ایران شناسی, سال هفدهم, شماره ی
***

پان ایرانیست‌های دربند و زندانیان سیاسی را آزاد کنید.

***

تارنمای هواداران پان ایرانیسم:
تارنمای نامه پان ایرانیسم
فیسبوک هواداران پان ایرانیسم:
تارنمای حزب پان ایرانیست:
تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:
تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان:
کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست
فیسبوک حزب پان ایرانیست:
 حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید.

۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه

نامه پان ایرانیسم شماره ۴۰ – حسین رونقی ملکی


نامه پان ایرانیسم شماره ۴۰ – حسین رونقی ملکی

نامه پان ایرانیسم
هواداران پان ایرانیسم در برون مرز
دوره دو، شماره ۴۰ – آدینه ۲۵ آذر ۱۳۹۰ – ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱
درود بر هم میهنان گرامی‌:
مطالب زیر تقدیم میشوند:
  • اعتصاب غذای حسین رونقی در پی عدم موافقت با مرخصی استعلاجی
  • سامان آریامن به زندان کارون اهواز منتقل شد
  • روزی که پای عشق وطن در میان بود
  • اغاز پروژه شنای طول خلیج پارس
  • استراتژی نوین پان‌ترکیسم: استراتژی «ختنه»
پاینده ایران
هواداران پان ایرانیسم در برون مرز

اعتصاب غذای حسین رونقی در پی عدم موافقت با مرخصی استعلاجی

حسین رونقی ملکی، از زندانیان سیاسی زندان اوین در اعتراض به نقض حقوق خود دست به اعتصاب غذا زد.
آقای رونقی ملکی از بیماری کلیه رنج میبرد اما مسوولان دادستانی با مرخصی استعلاجی او موافقت نمیکنند. این در حالی است که این زندانی سیاسی برای پیگیری درمان خود نیاز به مراقبت و اقدام پزشکی خارج از زندان دارد.
به گزارش ندای سبز آزادی، رونقی ملکی در اعتراض به این وضعیت، و همچنین برای اعتراض به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا زده و همزمان، نامه انتقاد آمیزی خطاب به دادستان تهران نوشته و او را در جریان اعتصاب غذای خود قرار داده است.
وی در بخشی از نامه خود خطاب به دادستان تهران چنین آورده است :”به استحضار میرسانم این جانب سید حسین رونقی ملکی فرزند سید احمد، در نامه های متعدد موضوعات مختلفی مانند مشکل کلیوی خود، نحوه صدور حکم و بازجوییها، عدم ارائه رونوشت حکم دادگاه بدوی، وضعیت زندان و زندانیان بیمار، بلاتکلیفی زندانیان و فشارهای وارده بر آنها و خانواده هایشان، بازداشتها، انفرادیها، عدم اجرا و پایبندی به قوانین جاری کشور، را برای جناب عالی تشریح کردم و امروز به خاطر نتیجه نگرفتن از این نامه ها اعتراض خود را به روند جاری به گونه ای دیگر ادامه میدهم.”
***

سامان آریامن به زندان کارون اهواز منتقل شد

سامان آریامن
سامان آریامن از اعضای حزب پان ایرانیست که هفدهم آبانماه چند تن از ماموران اداره اطلاعات خوزستان با مراجعه به منزل وی، او را بازداشت کرده‌ بودند، به زندان کارون اهواز منتقل شد.
به گزارش خانه حقوق بشر ایران، این عضو حزب پان ایرانیست را در ابتدا به اطلاعات اهواز منتقل کرده بودند که پس از گذشت بیش از یک‌ ماه از بازداشت، انتقال وی به زندان کارون اهواز انجام شده است.
طی این مدت، وی تنها یک تماس تلفنی با اعضای خانواده خود داشته است و هنوز از اتهامهایی که به وی وارد شده است، اطلاعی در دست نیست.
آریامن دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اهواز است که چند سال پیش به دلیل چاپ نشریه ای زیراکسی در زمینه مسایل ملی توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت و تهدید شده بود که از ادامه فعالیتها سیاسی جلوگیری کند.
چندی پیش نیز به دلیل بحثهای سیاسی در دانشگاه آریامن به حراست دانشگاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.
***

روزی که پای عشق وطن در میان بود

استاد محمد حسین شهریار
برگرفته از تارنمای آذر آبادگان من
روزی اگر بناست که بر تن کفن کنم
من اَن کفن به تن ز برای وطن کنم
سبز و سفید و سرخ نکوتر بود کفن
تا من برای خاطر میهن به تن کنم
ایران من، عزیز من، ای سرزمین من
مرگ است بی تو اگر هوس زیستن کنم
روزی که پای عشق وطن در میان بود
تاریخ گفته است که من چه باید کنم
همچون برق حق بر خرمن باطل درافتم
یزدان صفت مبارزه با اهریمن کنم
دشمن اگر پای بدین سرزمین نهد
کاری که کرد نادر لشگر شکن کنم
***

اغاز پروژه شنای طول خلیج پارس

سرزمین کهن ما ایران، همواره زادگاه بزرگمردان و شیرزنانی بوده که از جان خود برای سرافرازی میهن و مردم خود شگذشته و نام خود را جاودان ساختند. از آرش کمانگیر میگویم و کاوه آهنگر. از بابک خرمدین و رزمندگان سرافراز دیروز و امروز که جان فشاندند تا این خاک بماند.
با انگیزه پیکار در جبهه فرهنگی، پروژه شنای طول خلیج پارس در گستره آبهای نیلگون پارس، با تلاش گروهی از جوانان توانمند این مرز و بوم برنامه ریزی شد تا نخست توان بی پایان ایرانیان را نشانگر باشد و دوم پاسخی دندان شکن به تازیانی بدهد که ندیده و نشناخته، در تلاشند تا نام ساختگی خلیج عربی را جایگزین خلیج پارس کنند.
محمد کبادی و همرزمانش از سازمان امداد و نجات، با کمترین داشته ها اما بالاترین انگیزه ها، چند سالیست که برای جهانیتر شدن نام خلیج نیلگون پارس کوشیده اند و در این راه سختیها و نامردمیهای بسیار دیده اند.
این پروژه مردمی و میهنی، پیشکش همه ایرانیان و ایران دوستان در هر کجای جهان است، با هر زبان و نژاد و آیین، و پیام آور صلح و نوعدوستی ماست.
نیازمند همراهی گرمتان هستیم. تنهایمان نگذارید که سخت تنهاییم. گاهی سری به ما بزنید. دور از شما نیستیم در تارنمای
روز دوشنبه بیست و هشتم آذر ماه برابر با نوزدهم دسامبر، محمد کبادی پیکار خود را برای نگاشتن رکورد بلندترین شنای آبهای آزاد جهان آغاز خواهد کرد. 
هر که دارد هوس یاری ما…….این گوی و این میدان.
برای دیگر یاران نیز این نامه را بفرستید. سپاس
شروان شعاعی
مدیر پروژه
***

استراتژی نوین پان‌ترکیسم: استراتژی «ختنه»

برگرفته از تارنمای آذرپادگان
دکتر حمید احمدی
استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران
در مورد وظایف و برنامه های پان‌ترکیستها در دوران جدید پس از جنگ سرد و استقلال کشورهای آسیای میانه و قفقاز، بحثهای زیادی در محافل پان ترکیستی در داخل ترکیه، در جمهوری آذربایجان و خارج از این مناطق صورت گرفته است. اما هیچکدام از این بحثها به اندازه پیشنهادات صبری بدرالدین برای پان ترکیستها جذابیت نداشته است. میتوان پس از ضیا. گوک آلپ، بدرالدین را مهمترین ایدئولوگ جریان پانترکیستی دانست. او در یکی از مقالات بسیار مهم خود که در برگیرنده استراتژی پان ترکیستها برای دستیابی به وحدت ترکیه، قفقاز، مناطقی از ایران، افغانستان و کلیه جمهوریهای آسیای میانه و بخشهای شرقی چین است، ضمن نگاهی به گذشته پان ترکیسم، میگوید که تا سال ۱۹۹۱ (فروپاشی شوروی)، پان ترکیسم تنها به عنوان یک ایدئولوژی وجود داشت اما پس از آن، اقدامهای عملی برای آغاز مرحله نهادی جنبش پان‌ترکیسم آغاز شد. تشکیل «مجمع خلق‌های ترک» (TPA ) با شرکت‌ کشورهای ترک زبان ترکیه، قفقاز، کشورهای آسیای میانه و گروه‌های ترک‌ زبان سایر کشورها، نخستین گام در این جهت بود. این مجمع جلساتی را هر سال در پایتخت‌های کشورهای مذکور تشکیل داد، در آن مسایل جهان ترک به بحث گذاشته می‌شود. خلاصه استراتژی آینده‌ی پان‌ترکیسم، آن‌گونه که توسط بدرالدین مطرح شده است، به شرح زیر است:
از آن‌جا که کشورهای دارای اقلیت‌های عمده ترک زبان در روسیه، چین، ایران، بلغارستان، یونان و افغانستان، نسبت به هر گونه حرکت در رابطه با وحدت ترک‌های جهان حساس هستند و آن را در مورد تمامیت ارضی خود نوعی اقدام دشمنانه تلقی می‌کنند، پان‌ترکیست‌ها باید بسیار محتاط عمل کنند، تا دشمنی این کشورها و نیز جهان عرب را برنیانگیزند. بدرالدین یک شیوه تدریجی را براساس آن‌چه که او «اصل ختنه» (Prinaple of circmcision) می‌خواند توصیه کرده و کاربرد آن را مدنظر قرار می‌دهد. به نظر او در دوران قبل از ختنه، کودک را با اسباب‌بازی و شکلات و شیرینی سرگرم می‌کنند تا موعد مقرر فرا رسد و ضربه ناگهانی در اوج بی‌خبری کودک وارد شود. در این لحظه اجتناب‌ناپذیر، گریه کردن و مقاومت بیهوده است چون در واقع کار از کار گذشته است.(1)
وی یک استراتژی سه مرحله ای را برای رسیدن به آنچه که ایجاد « فدراسیون ترکها» میخواند پیشنهاد میکنند:
۱ـ در مرحله نخست پان ترکیستها بر ایجاد روابط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میان ترکها تاکید میکنند.
۲ـ در مرحله دوم استحکام سیاسی در اولویت قرار خواهد گرفت، اما این استحکام سیاسی به شش کشور مستقل ترک روسیه سابق محدود خواهد بود.
۳ـ مرحله سوم زمانی است ]که[ حرکت این کشورها به رهبری جنبش پان ترکیستی، برای آزاد سازی خلقهای ترک و اتحاد سیاسی آنها از قید استعمار در روسیه (تاتارها، یاقوتها و ...) چین (اویغورها)، ایران (آذربایجانیها)، و غیره، آغاز خواهد شد.
بدرالدین به دلیل حساس بودن دنیای غرب، روسیه و کشورهای منطقه به اقدامات ترکیه، تاکید میکند در عین اینکه ترکیه یک نقش محوری و رهبری کننده را در جریان پان ترکی به عهده دارد اما در مراحل اولیه ادغام و اتحاد ترکها، باید با احتیاط تنها بر جنبه فرهنگی رهبری ترکیه تاکید کرد. (2)
به سوی اجرای استراتژی «ختنه»:
گامهای عملی ترکیه و پان ترکیستها
گرچه نمیتوان سند دقیقی برای اثبات ارتباط گروه های پان ترکیستی ترکیه با پیشنهادات استراتژیک بدرالدین به دست داد اما بررسی اقدامات عملی دولت ترکیه در سالهای دهه ۱۹۹۰ و اوایل قرن ۲۱ به خوبی نشان میدهد که این گامهای عملی در واقع چیزی جز گامهای تدریجی پان ترکیسم به سوی فراهم ساختن شرایط برای رسیدن لحظه موعود، یعنی لحظه ختنه (چه در رابطه با جمهوری‌های شش‌گانه آسیای میانه و قفقاز و چه کشورهای دارای گروه‌های ترک‌زبان) نمی‌تواند باشد. در واقع باید گفت که « فرصت‌های طلایی» (از نظر خود پان‌ترکیست‌ها) فراهم شده است. سقوط شوروی بار دیگر پس از گذشت ۷۰ سال از سقوط دولت ترک‌های جوان و فروپاشی عثمانی، دولت ترکیه را به وسواس انداخته و آن‌ها را همانند رهبران ثلاثه ترک‌های جوان به تبدیل پان‌‌ترکیسم به استراتژی و ایدئولوژی رسمی سیاست خارجی خود واداشته است. در جریان ده سال گذشته، دولت ترکیه گام‌های زیر را به عنوان گام‌های آغازین مرحله نخست استراتژی نوین‌ پان‌ترکیسم برداشته است:
۱ـ تشکیل مجمع خلق‌های ترک (TPA ) متشکل از ترکیه، جمهوری آذربایجان، پنج جمهوری آسیای میانه و گروه‌های پان‌ترکیست کشورهای غیر ترک دارای گروه‌های ترک زبان. این مجمع هر ساله جلساتی را که به اجلاس « سران ترک» معروف است و تاکنون هشت اجلاس آن در پایتخت‌های مختلف منطقه برپا شده است، تشکیل داده است. در این اجلاس‌های سران و نمایندگان گروه‌های پان‌ترکیست، مسایل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورهای ترک تبار مورد بحث و بررسی و چاره‌یابی قرار می‌گیرد. (3)
۲ـ تلاش برای ترویج فرهنگ، زبان و سیستم سیاسی ترکیه در جمهوری‌های فوق‌الذکر از طریق کمک به نشریات پان‌ترکی، چاپ کتاب‌ها و نشریات ترکی با استفاده از حروف لاتین (به جای حروف عربی ـ فارسی) و ترکی استانبولی، از جمله چاپ کتاب‌های آموزشی در مدارس و حتی چاپ کتاب‌ها و نشریات اسلامی به ترکی استانبولی و حروف لاتین. تاسیس مدارس در سطوح مختلف از ابتدایی تا تاسیس موسسات آموزشی عالی در این جمهوری‌ها و تدریس ترکی استانبولی و تاریخ رسمی مورد نظر پان‌ترکیست‌ها بخش دیگری از اقدامات دولت ترکیه است. دولت ترکیه و موسسات غیر دولتی پان‌ترکیست تاکنون چندین دانشگاه، و صدها دبیرستان و دبستان در سراسری جمهوری‌ها تاسیس کرده و به آن‌ها کمک مالی می‌دهند. (4)
۳ـ کمک به تاسیس شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و پخش برنامه‌های هنری، تاریخی، سیاسی مورد نظر ترکیه، چه از طریق کانال‌های رسمی تلویزیون خود ترکیه و چه از طریق کانال‌هایی که برای جمهوری‌های فوق به کمک متخصصان فنی و کارشناسان هنری، ادبی،‌ تاریخی و سیاسی پان‌ترکیست وابسته به ترکیه ساخته می‌شود. ترکیه از طریق این پوشش وسیع ماهواره‌ای به ترویج زبان، فرهنگ، شیوه زندگی و سیستم سیاسی مورد نظر خود در این جمهوری‌ها می‌پردازد. (5)
۴ـ تاسیس مدارس مذهبی به شیوه مدارس امام خطیب ترکیه در این جمهوری‌ها و چاپ کتب مذهبی، نظیر قرآن و سایر کتاب‌ها به منظور جلوگیری از فعالیت‌های مذهبی جمهوری اسلامی و عربستان سعودی. علاوه بر دولت ترکیه، موسسات غیر دولتی، به ویژه موسسات اخوت اسلامی (طریقت) نیز در این رابطه فعال هستند. یکی از فعال‌ترین این موسسات غیر دولتی، هیات‌های مذهبی وابسته به فتح‌اله گوسن هستند که صدها مدرسه مذهبی در این جمهوری‌ها تاسیس کرده و به ترویج زبان و فرهنگ ترکیه دست می‌زنند. (6)
۵ـ اعطای بورسیه‌های تحصیلی گسترده، به دانشجویان این جمهوری‌ها و نیز به دانشجویان ترک زبان کشورهای منطقه، برای تحصیل در دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی عالی ترکیه. ترکیه هر ساله هزاران بورسیه به این کشورها و گروه‌ها واگذار می‌کند، و در جریان اقامت آن‌ها در ترکیه، علاوه بر آموزش زبان ترکی استانبولی، ایدئولوژی پان‌ترکیسم طی برنامه‌های آموزشی ویژه به آن‌ها ارائه می‌شود تا پس از بازگشت به کشورهای خود، به عنوان فرستادگان و فعالان جریان ترکی و رواج فرهنگ، زبان و ارزش‌های سیاسی و اجتماعی ترکیه به عنوان رهبر نهضت پان‌ترکی عمل کنند. (7)
۶ـ تلاش برای بازسازی اقتصادهای ویران شده جمهوری‌های شش‌گانه سابق روسیه، از طریق فعالیت‌های شرکت‌های تجاری، اقتصادی، دولتی و غیر دولتی ترکیه در زمینه‌های گوناگون فنی، تولیدی، صنایع تجاری، راهسازی و انواع قالب‌های اقتصادی دولت ترکیه و شرکت‌های وابسته به آن یا شرکت‌های غیر دولتی ترکیه که در طول ده سال پس از فروپاشی شوروی صدها قرارداد گوناگون در این زمینه‌ها با دولت‌های آسیای میانه و جمهوری آذربایجان بسته‌اند.(8)
۷ـ اعطای وام‌های گوناگون به دولت‌های جمهوری‌های شش‌گانه فوق‌الذکر برای بازسازی اقتصادی و پیشبرد توسعه اقتصادی و فرهنگی این جمهوری‌ها. این وام‌ها گاه از طریق خود ترکیه و شرکت‌های ترک و گاه نیز با وساطت ترکیه، از طریق کشورهای اروپایی، اسرائیل و آمریکا به این جمهوری‌ها واگذار می‌شود. (9)
۸ـ اتحاد و اتئلاف با کشورهای غربی و غیر مسلمان به منظور افزایش توانمندی خود برای فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی در آسیای میانه و قفقاز و مهم‌تر از آن مقابله با نفوذ کشورهای رقیب نظیر ایران که زمینه‌های خوبی برای فعالیت‌های مقابل و خنثی‌کردن تلاش‌های پان‌ترکیستی ترکیه دارند. ترکیه گاه از طریق ائتلاف با آمریکا و اسرائیل (پیمان استراتژیک ۱۹۹۴ ترکیه ـ اسرائیل) و انجام پروژه‌های مشترک اقتصادی و صنعتی در آسیای میانه و قفقاز، به اعمال فشار علیه ایران و سایر کشورهای منطقه پرداخته است. دست پنهان جریان پان‌ترکیستی در ورای مخالفت‌های آمریکا به مشارکت ایران در کنسرسیوم نفتی قفقاز، و عبور لوله‌های انتقال نفت آسیای میانه از ایران را نباید از نظر دور داشت.
علاوه بر این، ترکیه و جریان پان‌ترکیستی از قدرت مالی و سیاسی و نظامی این کشورها به ویژه (آمریکا و اسرائیل) به خوبی استفاده کرده و از طریق بستن پروژه‌های مشترک در زمینه‌های فوق،‌ از توان مالی، نفوذ سیاسی، قدرت نظامی و دانش فنی این کشورها در راه اجرای استراتژی پان‌ترکی خود بهره‌برداری کرده است. (۱0)
پان‌ترکیسم و ایران
همان‌گونه که در بخش‌های پیشین اشاره شد، ایدئولوژی پان‌ترکیسم از همان آغاز همیشه نگاهی نیز به ایران داشته است. نظریه‌پردازان پان‌ترکیسم/ پان‌تورانیسم، که خود اساسا از نوشته‌های شرق‌شناسان اروپایی متحد انگلستان (که در گرما گرم‌بازی بزرگ یعنی رقابت امپریالیستی میان روسیه و انگلستان، بر سر آسیای میانه، ایران، ‌افغانستان و هند، طرح دامن زدن به احساسات قومی ترک گرایانه در محورهای جنوبی روسیه را علیه این امپراتوری ارائه دادند) الهام می‌گرفتند، بخش‌های شمالی ایران، شامل آذربایجان، گیلان و شمال خراسان را بخشی از امپراتوری آرمانی آینده ترک‌ها می‌پنداشتند، و در این رابطه نوشته‌هایی را در نشریات پان‌ترکی استانبول انتشار می‌دادند. (۱1) در سال‌های دهه ۲۰ ـ ۱۹۱۰ تعداد این‌گونه نوشته‌ها پیرامون آذربایجان ایران افزایش یافت و نویسندگان آن براساس استدلال‌هایی که بیش‌تر از ماهیت احساسات غیر عقلایی شدید نژاد پرستانه و تخیلی برخوردار بود، و نمونه‌های آن در هیچ یک از نوشته‌های معتبر تاریخی غربی (چه در عهد باستان و چه در قرون بعد)، اسلامی و ایرانی به چشم نمی‌خورد. این نوشته‌ها، بر ریشه‌های ترکی ـ و نه ایرانی بودن ـ آذربایجان اصرار می‌ورزیدند و آن را جزیی از توران آینده می‌دانستند. ضیاء گوک آلپ در استراتژی سه مرحله‌ای پان‌ترکیسم، که پیش از این به آن اشاره یافت، آذربایجان ایران و بخش‌های شمال غربی و شمال شرقی ایران را بخشی از «دوغوزستان» موعود بر می‌شمرد که با پیوستن به ترکیه و قفقاز یک دولت بزرگ ترک تشکیل خواهند داد. (۱2)
محافل پان‌ترکیست دولت عثمانی و جمهوری ترک بعدی، چه در اقدامات عملی و چه در نشریات گوناگون خود،‌ آذربایجان ایران را بخشی از منطقه تبلیغاتی و عملیات خود جهت ترویج پان‌ترکیسم در نظر می‌گرفتند.
سازمان پرقدرت مخفی تحت نظر انورپاشا (تشکیلات مخصوصه) که اندکی قبل از آغاز جنگ جهانی اول به منظور فراهم ساختن زمینه ترویج پان‌ترکیسم و الحاق مناطق شمال غرب ایران، قفقاز، شمال شرق ایران و افغانستان و آسیای میانه تشکیل شده بود، واحدهای تبلیغی و عملیاتی متعددی را به ایران اعزام کرد.(13)که در شهرهای تبریز و تهران مستقر شده بودند. گروه‌های عملیاتی و تبلیغی فوق در طول دوران اشغال آذربایجان از سوی عثمانی پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، برای تبلیغ و سازماندهی هسته‌های پان‌ترکی در تبریز تلاش کردند، اما مخالفت شدید ایران دوستان تبریز، به ویژه شیخ محمد خیابانی و احمد کسروی، تلاش‌های آن‌ها را خنثی کرد. سقوط امپراتوری عثمانی و از میان رفتن رهبران ثلاثه پان‌ترک (انور، طلعت و جهان) باعث توقف موضع‌گیری‌های مداخله‌جویان محافل پان‌ترکیستی و جمهوری نوین ترکیه نسبت به ایران نشد. در این رابطه می‌توان اقدامات سازمان «ترک اجاقی» و رهبران روشی بیک اشاره کرد که در کنفرانس ۱۹۲۳ استانبول، آذربایجان ایران را بخشی از جهان ترک دانست و ‌خواستار پیوستن آذربایجانی‌ها به جمهوری ترکیه شد.(۱۴)
سازمان ترک «اجاقی» در سال‌های دهه ۱۹۳۰ نیز در راستای تبلیغات گسترده خود پیرامون برتری نژاد ترک بر سایر نژادهای جهان، مطالب عمده‌ای را علیه ایران انتشار داد. این نوع احساسات و ادعاها را می‌توان بیش از همه در نوشته‌های رشید صفوت یکی از مورخین و نظریه‌پردازان سازمان مذکور پیدا کرد. (۱۵)
در اوایل سال‌های دهه ۱۹۴۰، گروه‌های پان‌ترکیستی که از سوی سفارت آلمان در استانبول و خارج از ترکیه حمایت می‌شدند، به عملیات خود علیه ایران افزودند در جریان تلاش محرمانه نمایندگان گروه‌های پان‌ترکیست با ماموران اطلاعاتی آلمان نازی در برلین، پان‌ترکیست‌ها در صدد برآمدند که نظر آلمان‌ها را به آذربایجان ایران جلب کنند. براساس اسناد محرمانه آلمان نازی، نوری پاشا برادر انورپاشای معروف، در جریان یک ملاقات با نمایندگان نازی در جبهه شرقی در ۱۹۴۱ (پیش از هجوم آلمان به شوروی) پیشنهاد ایجاد جمهوری‌های ترک در آذربایجان ایران و شمال عراق را که متحدان ترکیه خواهند شد، به نازی‌ها ارائه داد. (16)
در طول سال‌های ۴۴ ـ ۱۹۴۱ که فعال‌ترین دوران تحرک‌ پان‌ترکیست‌های «ترکیه» بود، ‌فشارهای زیادی برای حمایت ترکیه از راه‌اندازی حرکت‌های پان‌ترکی در ایران صورت گرفت. محافل پان‌ترکیست بخشی از تلاش‌های خود را بر دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل در استانبول و آنکارا و گرایش دادن آن‌ها به فعالیت‌های پان‌ترکیستی متمرکز ساختند. (برخی از فعالان بعدی پان‌ترکیست‌های فرهنگی و سیاسی ایرانی نظیر جواد هیات و حمید نطقی ـ که پس از انقلاب اسلامی نشریه وارلیق را به زبان ترکی و فارسی، اما با محتوی پان‌ترکیسم فرهنگی منتشر کردند، در این سال‌ها به دعوت دوات ترکیه در استانبول به تحصیل مشغول بودند). (17)
در همین دوره، یعنی ۱۹۴۲ بود که یکی از اولین کتاب‌های پان‌ترکیستی پیرامون آذربایجان ایران توسط شخصی به نام صنعان آذر (نام مستعار) با استفاده از تبلیغات تاریخی محافل پان‌ترکیستی سال‌های قبل درباره ایران نوشته شد. (18)
در همین دوره یکی از نویسندگان پان‌ترکیست ترکیه (صلاح‌الدین ارتورک) در کتاب خود کمک به « برادران ترک در ایران» را برای کسب استقلال خود، به عنوان نخستین، گام به سوی وحدت در « توران بزرگ» پیشنهاد کرد. (19)
بعد از جنگ جهانی نیز مبلغان، روزنامه‌نگاران و نویسندگان پان‌ترکیست ترکیه، نظیر جلال‌الدین یوسل احمد جعفر اوغلو و یوسف آزمون و فاروق سومر مطالبی مشابهی را که بیش‌تر رنگ و بوی احساسی شدید همراه با پرخاشگری داشت و از تخیل‌پردازی‌های ذهنی سرچشمه می‌گرفت تا منابع تاریخی معتبر، درباره آذربایجان ایران می‌نوشتند. نشریات پان‌ترکیستی چون ارتوکن با طرح شعار « همه ترک‌ها یک ارتش هستند» خواستار تقویت نیروهای مسلح ترکیه و آماده سازی آن برای رهاسازی « ترک‌‌های ایران» شدند. (20)
با تاسیس حزب پان‌ترکیستی اقدام ناسیونالیست به رهبری آلپ‌ارسلان تورکش، که خواستار کمک ترکیه به هسته‌های پان‌ترکی جهان برای آماده‌سازی مقدمات تشکیل « توران بزرگ» بود، تبلیغات پان‌ترکی علیه ایران شدت بیشتری پیدا کرد. نشریات حزب مذکور و نشریات بعدی در دهه ۱۹۷۰ (پس از انقلاب اسلامی ایران) نظیر « چاغری» به طرح مطالب نژادپرستانه و چاپ گزارشات اغراق گونه درباره جمعیت « ترک‌های ایران»، خواستار رهاسازی آن‌ها از به اصطلاح « ستم فارس‌ها» شدند. (21)
در سالهای دهه ۱۹۸۰ که موج اسلام‌گرایی ترکیه را نیز در برگفت، تبلیغات ضد ایرانی حزب « اقدام ناسیونالیست» علیه ایران شدت گرفت و پان‌ترکیست‌هایی نظیر فاروق سومر و محرم ارگین به تلاش برای جذب عناصر ایرانی اهل استان آذربایجان و تبدیل ساختن آن‌ها به مهره‌های فعال پان‌ترکیست تلاش کردند. (22) از اوایل دهه ۱۹۸۰ تعدادی از عناصر چپ‌گرای افراطی آذربایجان ایران به ترکیه رفتند(23)و نزد این پان‌ترکیست‌ها به فراگیری آموزه‌های رمانتیک پان‌ترکی مشغول شدند تا بعدها به ترویج آن‌ها در ایران دست بزنند.
در سال‌های دهه ۱۹۹۰، به ویژه پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان، تعدادی از عناصر با سابقه پان‌ترکیست‌ متعلق به فرقه دمکرات آذربایجان، که پس از انقلاب اسلامی وارد ایران شده بودند به محافل سابق الذکر پیوستند تا در لحظه مناسب به کمک عناصر مارکسیست پان‌ترکیست ایران (به ویژه چهره‌های فعال مسئول نشریه وارلیق) آمده و فعالیت‌های سیاسی و سازمانی خود را در ایران آغاز کنند. باز شدن فضای سیاسی ایران در ۱۳۷۶ و جنگ قدرت میان نیروهای چپ و راست (موسوم به اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران) جمهوری اسلامی، فرصت مناسبی دست داد تا عناصر گوناگون پان‌ترکیست ایرانی (حلقه‌های باکو و استانبول) و هسته‌های فعال چپ و راست (در اروپا و آمریکا) با حمایت‌های مالی و سیاسی ترکیه و جمهوری آذربایجان، به انتشار نشریات گوناگون محلی در استان‌های آذربایجان ایران بپردازنند و ضمن تبلیغات گسترده پان‌ترکی به سازماندهی هسته‌های فعال در سطوح گوناگون (به ویژه در سطح دانشگاه‌ها) دست بزنند. استقلال منطقه مسلمان‌نشین قفقاز معروف به جمهوری آذربایجان نقطه عطف بسیار مهمی در سیاست‌های پان‌ترکیستی، به ویژه در رابطه با ایران محسوب می‌شود. به این خاطر از اوایل دهه ۱۹۹۰ به بعد دوره جدید و مهمی از تبلیغات، تلاش‌ها و سازماندهی‌ها در رابطه آذربایجان ایران شروع شد که در آن شعار « آذربایجان واحد» و هدایت تلاش‌های پان‌ترکی جهت دامن زدن به احساسات ترکی و طرح تضاد و کشمکش قومی میان « ترک و فارس» به عهده جمهوری آذربایجان و عناصر افراطی پان‌ترک آن گذاشته شد. بررسی نقش محوری باکو در این زمینه ضروری است.
جمهوری آذربایجان:
کارگزار پروژه پان‌ترکیسم ضد ایرانی
همان‌گونه که در بالا گفته شد، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این فرصت را فراهم ساخت تا پروژه پان‌ترکیسم ضد ایرانی، یعنی برنامه‌ریزی گام به گام برای رواج ایدئولوژی و جریان پان‌ترکیستی در مناطق ترک زبان ایران و زمینه‌سازی اجرای استراتژی «ختنه» مورد نظر طراحان نوین پان‌ترکیسم به اجرا درآید. وظیفه این طرح ریزی عملیاتی و اجرای آن به عهده جمهوری آذربایجان گذاشته شده و نخبگان و محافل پان‌ترکیست و به طور غیر مستقیم دولت باکو، به کارگزاران دولت ترکیه جریان پان‌ترکی / پان تورانی آن تبدیل شده‌اند. در واقع این پدیده چندان بی‌سابقه هم نبوده است. نقش کارگزاری در همان دوره اولیه پان‌ترکیسم، یعنی دوران فعالیت‌های گروه سیاسی، تبلیغاتی و نظامی تشکیلات پان‌ترکی سال‌های دهه ۲۰ ـ ۱۹۱۰ تحت رهبری ترک‌های جوان، نیز به عهده نخبگان باکو گذاشته شده بود و بخش عمده‌ای از جریان پان‌ترکیستی ضد ایرانی از آن منطقه علیه ایران سازماندهی و هدایت می‌شد. به واقع نخبگان ماجراجوی باکو در طول قرن بیستم نقش کارگزاری را برای یک دولت خارجی در ایران بازی می‌کرده‌اند. در سال‌های ۱۹۳۰ ـ ۱۹۱۰ کارگزار دولت عثمانی، در سال‌های ۱۹۹۰ ـ ۱۹۲۰ کارگزار برنامه‌های توسعه‌جویانه مسکو و از ۱۹۹۱ به بعد بار دیگر کارگزار استراتژی نوین پان‌ترکیستی آنکارا.
نگاهی کوتاه به سیر تحول این جریان، نکته‌ها را بیش‌تر روشن می‌سازد. اصولا جریان پان‌ترکیسم در منطقه‌نشین و سرزمین‌های سابق ایران در قفقاز از همان سال‌های آغازین قرن بیستم و همزمان با گسترش این ایدئولوژی در امپراطوری عثمانی، پیدا شد. برخی از فعالان پان‌ترکیسم نظیر حسین‌زاده و احمد آقا اوغلو از اهالی قفقاز بودند که در سال‌های دهه ۲۰ ـ ۱۹۰۰ در استانبول بسر می‌بردند در زمره برجسته‌ترین شخصیت‌های محافل پان‌ترکی محسوب می‌شدند.(24)
بعدها محمد امین رسول‌زاده نیز به آن‌ها پیوست، و همین گروه‌ها بنیانگذار حزب (مساوات) شدند که در واقع از سال‌های ۱۹۱۷ به بعد گرایش‌های پان‌ترکی خود را به شدت آشکار ساخت. این حزب تحت حمایت شدید مالی، نظامی و سیاسی رژیم ترک‌های جوان در عثمانی قرار داشت و از برنامه بلندپرواز پان‌ترکیستی رهبران عثمانی در راه برپایی یک امپراتوری گسترده ترک زبان (توران) پیروی می‌کرد. در واقع باید بر این نکته انگشت گذاشت که اقدام حزب مساوات در سال ۱۹۱۸ برای گزینش نام «‌ آذربایجان» برای منطقه مسلمان‌نشین قفقاز (اران و آلبانیای تاریخی) یک اقدام حساب شده و سنجیده در راستای برنامه‌های آینده پان‌ترکیستی ترک‌های جوان بود. رهبران حزب مساوات به کارگزاری از سوی رهبران ترک‌های جوان با گزینش این نام برای منطقه اران، آرزو داشتند تا در آینده بحث وحدت مناطق شمال رود ارس را با آذربایجان واقعی در ایران مطرح کنند و با دامن‌زدن به احساسات ترک گرایانه ضد ایرانی، زمینه الحاق آذربایجان ایران به امپراتوری ترک را فراهم سازند. گرچه این نکته تاکنون به طور گسترده در پژوهش‌های ایرانی بررسی نشده است، اما حضور نیروهای نظامی ارتش عثمانی در قفقاز، و حضور عناصر برجسته پان‌ترکیست در آن منطقه را که تحت حمایت نظامی عثمانی قرار داشتند، می‌توان دلیلی بر این مدعا دانست.
در آن روزگار برخی از نخبگان تیزبین ایرانی، نظیر شخ‌محمد خیابانی و احمد کسروی در تبریز به خوبی به این انگیزه‌های پان‌ترکی پی برده، و به آن اعتراض کردند. در پی همین اعتراضات بود، که نیروهای پان‌ترکیست که به همراه ارتش عثمانی آذربایجان را در اشغال داشتند به تبعید شیخ محمد خیابانی از ایران به قفقاز دست زدند. (25) شیخ در راستای مقابله با همین برنامه‌های گسترش‌طلبانه و الحاق‌گرایانه پان‌ترکیستی، نام آذربایجان را به «آزادیستان» تغییر داد تا مانع برنامه‌های فوق شود. (26) در همان زمان، در تهران نیز روشنفکران و نویسندگان ایرانی واکنش‌های شدیدی بر این اقدام پان‌ترکیستی مساواتی / عثمانی نشان دادند که، در نشریات آن دور ایران بازتاب یافت. (27) گرچه سقوط دولت ترک‌های جوان و نابودی رهبران پان‌ترکیست آن از یک سو، و سقوط رژیم مساواتی به دست کمونیست‌ها از سوی دیگر به این برنامه‌ها و رویاها پایان داد اما اندیشه پان‌ترکیستی در پوشش مارکسیسم ـ لنینیسم در منطقه قفقاز هم‌چنان ادامه یافت، و بار دیگر در جریان جنگ جهانی دوم فرصت نقش آفرینی پیدا کرد. در این مرحله بود که باکو و رهبران آن نقش کارگزاری برای اندیشه‌های گسترش طلبانه شوروی را بازی کردند، و با آفرینش ماجرای جمهوری‌های خود مختار آذربایجان و کردستان ایران درصدد تجزیه و الحاق این مناطق به خاک شوروی برآمدند. نوشته‌هایی که اخیرا براساس اسناد و خاطرات چهره‌های فعال در ماجرای تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان و اعلام حکومت خودمختار در تبریز انتشار یافته است، به خوبی نشان می‌دهد که این ابتکارات، بخشی از برنامه‌های مشترک مسکو/ باکو برای تشکیل یک آذربایجان واحد و الحاق آن به شوروی بوده است. (28) پان‌ترکیست وابسته به رژیم میرجعفر باقراف رهبر حزب کمونیست شوروی شاخه باکو، از همان آغاز اشغال آذربایجان ایران تا خروج نیروهای ارتش سرخ، به مدت ۴ سال از طریق انتشار نشریات به شدت پان‌ترکیستی « وطن‌یولندا» ، « شفق» و « آذربایجان» برای رواج پان‌ترکیسم در ایران فعالیت کردند. حوادث بعدی، پس از خروج شوروی و فرار رهبران اصلی فرقه دمکرات به باکو، نشان داد که این‌گونه تلاش‌ها تاثیر چندانی در ایرانیان آذربایجانی به جای نگذاشته و هیچ خدشه‌ای به وفاداری‌های ایرانی آن‌ها وارد نیاورد. (29)
نظریه‌پردازان و مورخان پان‌ترکیست قفقاز، به همراه متحدان اندک ایرانی عضو فرقه دمکرات آذربایجان خود در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ ـ ۱۹۴۶، از طریق انتشار کتاب‌ها، نشریات، و برپایی نمایش‌های هنری و تبلیغاتی رادیویی هم‌چنان به تبلیغ اندیشه‌های پان‌ترکیستی واگرایانه علیه ایران ادامه می‌دادند. چهره‌های مارکسیست/ پان‌ترکیست ایرانی که محصول سال‌های اشغال چهار ساله آذربایجان ایران از سوی ارتش سرخ و رژیم پیشه‌وری بودند و برای تحصیل در موسسات آموزشی شوروی به باکو اعزام شده بودند و یا به همراه ارتش سرخ و رهبران فرقه دمکرات به آن سوی ارس گریخته بودند، از سال‌های دهه ۱۹۶۰ به بعد فعالیت پان‌ترکیستی خود جهت برانگیختن اندیشه‌های قوم‌گرایانه در آذربایجان ایران را شروع کردند. شاعران ایرانی الاصل نظیر بالاش آذر اوغلو، مدینه گلگون و حکیمه بلوری دوشادوش ادبا و شعرای پان‌ترکیست باکو نظیر سلیمان رستم، میرزا ابراهیم اوف و دیگران در راه برانگیختن اندیشه‌های پان‌ترکیستی در ایران و طرح آرمان وحدت آذربایجان ایران با «جمهوری آذربایجان» تلاش می‌کردند. (30) برخی از عناصر فرقه دمکرات نظیر علی پناهی، رئیس تامینه تبریز که پول‌های فراوانی را از تبریز با خود به باکو به سرقت برده بود و نیز محمد تقی زهتابی از شاخه جوانان فرقه دمکرات که در راستای فراهم‌سازی کادرهای آینده پان‌ترکی برای ایران به باکو اعزام شده بود، تحت تاثیر نوشته‌های تاریخی بی‌سروته و غیر علمی پان‌ترکی محافل استانبول / آنکارا/ باکو به نوشتن آثار رمانتیک و باژگونه تاریخی پیرامون « ستارخان»(31) و « تاریخ باستانی ترک‌های ایران» و سایر بحث‌ها دست زدند، تا از طریق این نوع وارونه‌سازی‌های تاریخی و خلق تاریخی‌ تخیلی کهن و باستانی ترکی برای آذربایجان ایران، این منطقه را دارای پیشینه‌ای هماهنگ و مشترک با ترکیه و سایر مناطق نشان داده و با زدودن هر گونه پیوند تاریخی این منطقه با ایران، و تاریخ و تمدن و فرهنگ ایرانی پایه‌های گفتمان وحدت‌ساز پان‌ترکی را فراهم سازند. (32)
انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷ / ۱۹۷۹ این فرصت را فراهم ساخت تا برخی از این عناصر، به ایران برگشته و با سایر همفکران موجود خود در ایران، فعالیت‌های سیاسی را در راستای هویت‌سازی غیر ایرانی برای آذربایجان ایران شروع کنند. این محافل به انتشار نشریاتی هم‌چون یولداش (به مدیریت ح.م. صدیق) و وارلیق (به مدیریت جواد هیات، حمید نطقی و حمید محمدزاده) دست زدند. برخی از این افراد نظیر صدیق و زهتابی که دارای گرایشات چپ‌گرایانه پان‌ترکی شدیدتری بودند، به دلیل فعالیت‌های سیاسی و قوم‌گرایانه تحت فشار قرار گرفتند و یا برای مدتی به زندان افتاده (مورد ذهتابی در ایران) و از کشور خارج شدند. (مورد صدیق که در سال‌های ۱۳۵۹ به بعد به ترکیه و به جمهوری آذربایجان رفت و با محافل پان‌ترکی آن مناطق آشنا شد.)
گرچه این افراد به لحاظ موضع‌گیری سیاسی دارای گرایشات چپ ولیبرال متفاوت بودند، اما در یک هدف اشتراک نظر داشتند و آن خلق هویت ترکی ـ و نه ایرانی ـ برای آذربایجان ایران و طرح ـ مستقیم و غیر مستقیم ـ اندیشه وحدت (بیرلیک) «دو آذربایجان» بود. محافل پان‌ترکیستی باکو هم‌چنان با انتشار نشریات و سازماندهی گردهمایی پان‌ترکی، به ویژه پس از سال‌های ۱۳۶۱، و سرکوب حزب توده به بعد، با حمایت اتحاد جماهیر شوروی به تبلیغات پان‌ترکیستی علیه ایران ادامه می‌دادند.(33)
این فعالیت‌ها در طول سال‌های دهه ۱۹۸۰ ادامه پیدا کرد. اما به دلیل نامساعد بودن شرایط منطقه‌ای، جهانی و نیز فضای داخلی در ایران، نمود چندانی پیدا نمی‌کرد. آن‌چه باعث امیدواری مجدد محافل پان‌ترکی در جمهوری ترکیه. و جمهوری آذربایجان به افق‌های آینده شد، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. نخبگان سیاسی در باکو به جای پیش‌گرفتن یک سیاست معقول در قبال همسایگان خود و تلاش برای بازسازی بنیادهای اقتصادی ـ اجتماعی کشور، از همان آغاز مواضع خصمانه‌ای در قبال ایران گرفتند، و با طرح دعاوی کودکانه و مبتنی بر آرمان‌های الحاق‌گرایانه پان‌ترکی، بدبینی ایران را نسبت به مواضع خود برانگیختند. این بدبینی زمانی تشدید شد که جبهه خلق، به رهبری ابوالفضل ایلچی بیک ریاست جمهوری را به دست گرفت و به طور رسمی شعارهای قدیمی دهه‌های تحت‌تسلط شوروی را در رابطه با آذربایجان ایران مطرح ساخت. این نوع مواضع مبتنی بر دیدگاه‌های خصمانه و بی‌تجربگی سیاسی، و به راه انداختن تبلیغات ضد ایرانی در نشریات و رسانه‌های خبری باکو و نیز سازماندهی گروه‌های پان‌ترکی از میان عناصر ناراضی ایرانی، نه تنها به تیرگی روابط تهران و باکو منجر شد، بلکه اتخاذ مواضع نابهنگام در برابر ارمنستان باعث به راه انداختن جنگ خانمانسوزی در منطقه شد که اشغال سرزمین‌های مسلمان ‌نشین قره‌باغ از سوی ارمنستان را به دنبال آورد. در واقع می‌توان گفت که «چپ‌روی‌های کودکانه» پان‌ترکی جبهه خلق و مواضع نابخردانه و رمانتیک آن، علت اصلی تحولات فوق‌الذکر بوده است. (34)
جمهوری آذربایجان از همان آغاز استقلال در ۱۹۹۱، نقش متحد استراتژیک ترکیه در منطقه را به عهده گرفت و با گسترش روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود با استانبول به شریک و همکار استراتژیک ترکیه در تدوین و به مرحله اجرا گذاشتن برنامه‌های پان‌ترکی تبدیل شد. جبهه خلق با هر گونه انکار ارتباطات فرهنگی، مذهبی و تاریخی خود با حوزه تمدنی ایرانی، پان‌ترکیسم را به ایدئولوژی رسمی دولت تبدیل کرد و به انجام اقداماتی نظیر تغییر الفبا به لاتین و اخذ برنامه‌های تلویزیونی ترکیه و پذیرش پوشش رسانه‌ای آن، گام‌های جدی نسبت به تقویت استراتژی پان‌ترکی برداشت. گرچه شکست سیاست‌های جبهه خلق و فرار ایلچی بیک از شدت موضع‌گیری‌های پان‌ترکی باکو نسبت به ایران کاست، اما تداوم موضع‌ خصمانه نشریات پان‌ترکی جمهوری آذربایجان (نظیر، ینی‌مساوات، زرکالو، آزادلیق و ...) علیه ایران، سازماندهی محافل پان‌ترکی و حمایت از آن‌ها در دوران حیدرعلی‌اف و همسویی هرچه بیش‌تر باکو با استانبول در چارچوب استراتژی پان‌ترکیسم، جمهوری آذربایجان را به کارگزار دولت ترکیه تبدیل کرده است.
باز شدن فضای سیاسی در ایران از سال ۱۳۷۶ به بعد، فرصت تازه‌ای به جریان منطقه‌ای پان‌ترکیسم داد تا با بهره‌برداری از موقعیت ایجاد شده، تبلیغات پان‌ترکی و سازماندهی جریان‌های طرفدار این ایدئولوژی در ایران را آغاز کند. تشدید بحران سیاسی میان جناح‌های محافظه‌کار و اصلاح‌طلب در ایران، مشغول بودن نیروهای سیاسی در این جنگ قدرت، خلایی ایجاد کرد که برای جریان پان‌ترکی تحت حمایت جمهوری آذربایجان و ترکیه فرصت مناسب محسوب می‌شد. به همین دلیل بود که از سال ۱۳۷۷ به بعد نشریات محلی با رنگ و بو و موضع‌گیری آشکار پان‌ترکیستی، گفتمان‌های تاریخی، ‌فرهنگی و سیاسی رایج در میان محافل پان‌ترکی باکو و استانبول و آنکارا را به درون ایران کشاندند، و با سازماندهی محافل عمدتا دانشجویی در جهت ترویج اندیشه پان‌ترکیسم در میان آذربایجانی‌های ایران دست زدند. هدف از همه این اقدامات، بسیج قومی ترک زبانان ایران، فراهم ساختن زمینه کشمکش قومی میان ترک و فارس و ایجاد شکاف‌های قومی و سیاسی در ایران و ترویج نوعی هویت ضد ایرانی بوده است. جریان‌های پان‌ترکی در باکو و استانبول که در حال حاضر از حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت‌های جمهوری آذربایجان و ترکیه برخوردارند، به شیوه‌های گوناگون، استراتژی « ختنه» را در ایران دنبال می‌کنند.
این استراتژی هم از سوی محافل رسمی پان‌ترکی در باکو و استانبول / آنکارا، که به طور غیر مستقیم از حمایت گسترده دولت‌های این دو کشور برخوردارند دنبال می‌شود، و هم در سطحی داخلی از سوی محافل کوچک اما فعال پان‌ترکی موجود در ایران که در عرصه رسانه‌ای و تشکیلاتی به فعالیت شدید برای زمینه‌سازی لازم جهت اجرای تدریجی استراتژی « پان‌ترکی» در مناطق ترک زبان ایران مشغول بوده و از حمایت جریانهای پان ترکی مستقر در جمهوری آذربایجان و ترکیه برخوردار هستند. انعکاس مداوم دیدگاه‌های چهره‌های پان‌ترکیست‌های ایرانی در مطبوعات باکو و آنکارا، بزرگ‌نمایی این چهره‌ها و محافل کوچک پان‌ترکی ایران در جایگاه‌های اینترنتی پان‌ترکیست‌های وابسته به جمهوری آذربایجان و ترکیه، و تبلیغ نشریات پان‌ترکی محلی ایران و نشریات پان‌ترکی دانشجویی دانشگاه‌های ایران در کنار نشریات پان‌ترکی مشهوری چون ینی‌مساوات، آزادلیق، ... در این جایگاه‌های اینترنتی، همه از ارتباط سازمانی جریان پان‌ترکیستی اران با تشکیلات جهانی پان‌ترکیستی حکایت می‌کند.
(منبع: مجموعه مقالات‌هایش تاریخی و ادبی فراق ـ به اهتمام موسسه فرهنگی آران ـ ارومیه: ۲۸ آذر ماه ۱۳۸۰)
یادداشت‌ها
۱- sabri Badrettin, Pan-Torkism, Past, Present and Future.
2- Ibid.
3- Michael Lelyveld, Caucasus/ Central Asia: Turkic Summit Calls For Cooperation.
4ـ در رابطه با این فعالیت‌ها، بنگرید به:
Jmny & Piccoli, opicit. pp. 23 -24.
5- Ibid. p. 26.
6- Landau, op, cit. pp. 220 - 24.
7- Ibid. pp. 222-224.
8ـ درباره این نوع قراردادها بنگرید به: مهدی قاسمی، نقش عوامل موثر سیاسی ـ اقتصادی در توسعه روابط جمهوری اسلامی با آسیای میانه در دهه ۱۹۹۰ (پایان‌نامه کارشناسی ارشد علوم سیاسی ـ دانشگاه آزاد واحد کرج)
Ladau. op.ct.
Jung & piccoli, opict.20-25.
9- Ibid
10ـ در مورد این همکاری‌ها بنگرید به:
بولنت ]بلند[ ارس، « استراتژی اسرائیل در جمهوری آذربایجان و آسیای مرکزی» فصلنامه مطالعات خاورمیانه (زمستان ۱۳۷۸)، صص ۸۸ ـ ۶۳٫
۱۱- Landau, op.at.pp. 21, 47.
12- Ibid. p. 38
13- Ibid. p. 50
14ـ در این باره بنگرید به:
Touraj Atabaki, Azerbaijan: Ethnicty and autonomy in After second wolre war (New York: St Mortin, 1993), 56-58
15ـ در این باره‌ بنگرید به: وارلیق، بهار ۱۳۷۸، ص ۷۰
۱۶- Landam, op.citp.84.
16ـ در مورد این پیشنهاد پان‌ترکیست‌های ترکیه به نازی‌ها بنگرید به:
Ibid. p. 113.
17ـ درباره جواد هیات بنگرید به: نوید آذربایجان، شماره ۲۱۷ ( ۲۵ اسفند ۱۳۸۰)، ص ۳٫ جواد هیات و حمید نطقی از همان زمان به بعد با محرم ارگین شخصیت و مورخ برجسته پان‌ترکیست‌ ترکیه دوست بوده و بعدها و بار‌ها نیز با یکدیگر ارتباط داشته‌اند. در این باره بنگرید به: وارلیق، شماره ۱۱۳ ـ ۱۱۲ (بهار ۱۳۷۸)، صص ۷۱ ـ ۷۰
۱۸- Ibid. p. 86.
19- Ibid. p. 122.
20- Ibid. p. 165.
21- Ibid. p. 166.
22- درباره دیدگاه‌های پان‌ترکیستی ضد ایرانی فاروق سومر، بنگرید به: Ibid. p. 175
23ـ حسین محمدزاده، صدیق (ح.م صدیق) که در دوران اولیه پس از انقلاب اسلامی در کلاس‌های درس نشریه افراطی چپ‌گرای «یولداش» را منتشر می‌ساخت بعد از توقیف نشریه به ترکیه (و اتحاد شوروی) رفت و در آن‌جا در محضر شخصیت‌های برجسته پان‌ترکیست و ضد ایرانی نظیر فاروق سومر، محرم‌ارگین حضور یافت. در این مورد بنگرید به نوشته خود صدیق در: دکتر حسین محمدزاده صدیق، یادمان‌های ترکی باستان (تهران ـ ۱۳۸۰، ص ۱۱)
۲۴ـ بنگرید به Ibid. p.15 و نیز به:
نادر انتخابی ـ از عثمانی گری تا تورانیگری: درباره خاستگاه و نقش تاریخی ناسیونالیسم ترک ـ نگاه نوـ (مهرـ آبان ۱۳۷۲) صص ۸۶ـ۸۵٫
۲۵ـ احمدی، پیشین ص ۱۳۳٫ (نیز بنگرید به: علی آذری، قیام شیخ محمد خیابانی و نیز شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی (تهران: ۲۵۳۶)
۲۶ـ درباره این تغییر نام از سوی خیابانی بنگرید به: احمد کسروی، تاریخ هیجده، ساله آذربایجان، ص ۳۰ـ ۲۹ و نیز سیروس برادران شکوهی.
« سویدای قلب وطن دوستان و عدالت‌خواهان» مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد (سال ۱۳۶۹) شماره ۱٫
۲۷ـ در این باره بنگرید به: آذربایجان در موج خیر تاریخ، با مقدمه کاوه بیات (تهران، شیرازه ۱۳۷۹)
۲۸ـ در این باره بنگرید به کتاب مهم زیر:
حمید ملازاده، رازهای سر به مهر: ناگفته‌های بحران آذربایجان و فرقه دمکرات (تبریز: مهدآزادی، ۱۳۷۶).
۲۹ـ بنگرید به: احمدی، پیشین، ص ۱۳۸، به نقل از:
Christopher Sukes, “Russia and AzerbaijanSounding (Fed1947): 51.52.
30ـ در این رابطه بنگرید به:
David Nissman. The Soviet Union and Iranian Azerb aijan (Boulder: Westview Press, 1987), pp.42-43.
31ـ از نمونه نوشته‌هایی که به زبان ترکی در باکو درباره ستارخان به چاپ رسید، بنگرید به: محمد رضا عاقبت، سردار ملی ستارخان، رداکتور جعفر مجیدی (باکو، ۱۹۶۸).
۳۲ـ برای این نوع تاریخ نویسی‌های مبتنی بر دید ایده‌ئولوژیک و رمانتیک درباره آذربایجان ایران که بیش‌تر تکرار و نسخه‌برداری از جملات تاریخی مورخان پان‌ترکیست آنکارا ـ باکو است، بنگرید به: محمد تقی ذهتابی، ایران تورکلرینین اسکی تاریخ (تبریز: اختر ۱۳۷۸).
برای یک نمونه فارسی از این نوع تاریخ‌نویسی که تقلید و خلاصه شده کتاب زهتابی است بنگرید به: محمد رحمانی فر ـ نگاهی نو به تاریخ دیرین ترک‌های ایران (تبریز، اختر: ۱۳۷۹).
۳۳ـ بنگرید به زهره وفایی ـ نام‌آوران آذربایجان (تبریز، انتشارات زینب پاشا، ۱۳۸۰) ص ۴۵٫
۳۴ـ بسیاری از نخبگان سیاسی فردگرا و غیر پان‌ترکیست باکو، ابوالفضل ایلچی بیک و جبهه خلق پان‌ترکیست او را عامل اصلی تیرگی روابط تهران ـ باکو و وقوع اشغال قره‌باغ و فجایع جنگ ناگورنو ـ قره‌باغ می‌دانسته. برای نمونه بنگرید به: دیدگاه‌های زرتشت علی‌زاده رئیس جزب سوسیالیست آذربایجان، در میثاق، چاپ تبریز (دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۲) ص ۷٫
***

پان ایرانیستهای دربند و زندانیان سیاسی را آزاد کنید.

***
تارنمای هواداران پان ایرانیسم:
تارنمای نامه پان ایرانیسم
فیسبوک هواداران پان ایرانیسم:
تارنمای حزب پان ایرانیست:
تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:
تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان:
کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست
فیسبوک حزب پان ایرانیست:
حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید.

سروده زیبای درجای جای خاک وطن فر ایزدیست از سرور ر (پ) طلایی

درجای جای خاک وطن فر ایزدیست باشد که یادمان نرود نیک نامی اش ایران به بارگاه فلک فخر میدهد من وارث تمامی فرهنگ مانی اش جمعی به نام شیخ ریاکا...